معرفی فیلم Joy

معرفی فیلم Joy _ جوی داستان شخصیتی به همین نام است که بعد از مدتی به بنیان‌گذار و مادرخوانده یک امپراتوری کسب و کار خانوادگی تبدیل می‌شود.
داستان موفقیت های زندگی جوی مانگانو در دهه ی 90 میلادی الهام بخش زنان خانه دار بسیاری در ایالات متحده بود که توانستند کسب و کار خودشان را رونق ببخشند و در بازار اقتصادی حضور فعال تری داشته باشند.

مانگانو در دوران جوانی شغل های گوناگونی از جمله پیشخدمتی رستوران را تجربه کرد و روزهای سختی را به تنهایی با سه فرزندش گذراند. اما وی در دهه ی 90 میلادی زمین شوی منحصر به فرد را طراحی کرد که موفق شد بازار خوبی بدست آورده و میلیون ها دلار سرمایه نصیب او کند.

در واقع، داستان فیلم Joy ، ماجرای دعوای دیوید با گولیاث با پیروزی آدم ضعیفه است. برای یک فیلمنامه، این غیرعادی نیست. آنچه آن را متفاوت می‌کند این است که دیوید یک مخترع است.

علاوه بر این اینجا دیوید یک زن است. چه تعداد فیلم درباره مخترعان زن ساخته شده‌اند؟ این بیشتر نشان دهنده فرهنگ مرد محور هالیوود است که سعی می‌کند تعداد زنان در زمینه های علم و مهندسی را محدود کند. تعداد جوی‌های زندگی واقعی بسیار بیشتر از تعداد جوی‌های توی فیلم‌ها است.

در نهایت، جوی (Joy) را می‌توان به عنوان داستان تبدیل شدن یک انسان فقیر به فردی ثروتمند تصور کرد، با این تفاوت که این فیلم سیندرلایی، بدون شاهدخت است. به نوعی میشه گفت، این بخش از فیلم نقطه قوت آن است. داستان زن خودکفایی را تصور کنید که نیازی به یک مرد به عنوان ناجی یا تکیه گاه ندارد.

خلاصه داستان فیلم جوی

در حقیقت، «جوی» یکی دیگر از فیلم‌های بزرگ ساخته شده بر اساس داستان واقعی است. اتفاقاتی که در طول دوران پیشرفت جوی مانگانو برای او رخ داد و مخصوصا مشکلات عجیبی که پشت سر گذاشت، سوژه بسیار بکری برای ساخت یک اثر سینمایی محسوب می شد که سرانجام David O. Russell تصمیم به ساخت آن گرفت و برای اینکار، تیم محبوب خود که در چند سال گذشته موفقیت های زیادی در فصل جوایز به دست آورده بودند را بار دیگر گردهم آورد. اما نتیجه این همکاری این بار به درخشانی گذشته نیست!

سوژه فیلم جوی مانگانو (Jennifer Lawrence)، کارآفرین ساکن لانگ آیلند، است که زمین شوی جمع شوی میراکل را در اوایل دهه ۱۹۹۰ میلادی طراحی و تولید کرد. علیرغم بدبینی‌های پدرش، رادی (رابرت دنیرو)، و خواهرش، پگی (الیزابت روم)، جوی پول کافی برای ساخت ۱۰۰ زمین شوی را تهیه می‌کند و بعد آن‌ها را در منطقه می‌فروشد.

وقتی که دوست و همسر سابقش، تونی (ادگار رامیرز)، به او قول یک مصاحبه با مجری شبکه QVC، نیل واکر (Bradley Cooper)، را میدهد، او فرصتی می‌یابد تا زمین شوی میراکل را در تلویزیون بفروشد. اگرچه فروش اولیه ضعیف است، جوی نیل را ترغیب می‌کند تا به او اجازه دهد که به جای تبلیغاتچی «حرفه ای» خودش محصولش را معرفی کند؛ این کار باعث موفقیتش می‌شود. بیش از ۱۸۰۰۰ واحد زمین شوی به فروش می‌رسد که جوی را وارد جاده موفقیت میکنند. اما پرسش‌ها درباره مالکیت همه چیز را به خطر می‌اندازند و جوی را ورشکست می‌کنند.

نقد و بررسی فیلم Joy

داستان فیلم جوی در اواخر دهه ی هشتاد میلادی شروع می شود و داستان زنی تنها به همراه دو فرزندش به نام جوی مانگانا (جنیفر لارنس) را روایت می کند که زمین شویی جالب و منحصر به فرد طراحی کرده که می تواند نظر مساعد زنان خانه دار زیادی را به خود جلب نماید. جوی با زحمت فراوان موفق می شود تا تعداد زیادی از این جاروها را در منطقه به فروش برساند اما موفقیت بزرگ زمانی به سراغ او می آید که به شبکه QVC رفته و موفق می شود محصولاتش را، از این طریق به فروش بگذارد. با این حال، پس از بزرگ شدن کسب و کار مانگانا، اختلافات حقوقی و مشکلات شخصی مقابل او قرار می گیرند که …

هرچند کل فیلم جوی درباره فرایند نیست – فیلم بین تولید جاروی میراکل و زندگی شخصی خالقش تعادل برقرار می‌کند – اما زمانی بهترین نتیجه را می دهد که به بیننده اجازه می دهد دزدکی به پشت پرده نگاهی بیندازد.

شاید جذاب‌ترین صحنه های فیلم صحنه های QVC باشند جایی که در آن می‌بینم که چه اتفاقاتی پشت دوربین رخ می‌دهند. (ملیسا ریورز پرتره ای اسرارآمیز از مادر مرحوم خود، یکی از مجریان برنامه های زنده شبکه QVC در طول دوران قبل از اینترنت، ارائه می دهد) چیزهایی مانند یافتن مدل‌ها، جنگ بر مالکیت‌های فکری و تأخیر تولید به نظر جزء موضوعات مهم یک فیلم نمی‌آیند، اما فیلمنامه خوشایند و شبه کمدی این فیلم به آن‌ها جان بخشیده است.

دیوید اُو.راسل برای به تصویر کشیدن زندگی زن سخت کوش اهل لانگ آیلند، واقعیت را تا حدود زیادی کنار گذاشته و چندین قصه به جریان اصلی اضافه کرده است. راسل احتمالا معتقد بوده که زندگی سخت جوی مانگانا جذابیت های سینمایی چندانی نداشته و بهتر هست که تغییراتی در آن بوجود بیاورد که نتیجه اش اثری ” شبه کمدی ” شده که به راحتی می توان پی برد شباهت چندانی با واقعیت ندارد و تنها راوی قصه ای شیرین می باشد.

نقد و بررسی فیلم جوی

Joy فیلمنامه ای کوچک دارد که به عناصر مختلف آن از جمله شخصیت پردازی اهمیت چندانی داده نشده است. در فیلم ما با شخصیت اصلی و محوری داستان یعنی جوی مانگانا مواجه هستیم و قرار هست شاهد رشد و پیشرفت او باشیم، اما اُو.راسل برای به تصویر کشیدن این پیشرفت متوسل به کلیشه می شود و با بزرگنمایی وجه کمدی داستان، از پرداختن به جزئیات زندگی موفق این شخصیت که همواره بر جامعه زنان آمریکا تاثیرگزار بوده، پرهیز کرده است!

این ساده انگاری و تغییر ماهیت، کمک شایانی کرده تا قصه Joy ساده و جمع و جور باشد و به میزان قابل توجه ای به وجهه سرگرم کنندگی اش افزوده شود، اما از طرف دیگر باعث حذف جزئیات زندگی جوی مانگانا شده که می توانست جالب توجه باشد.

به همه اینها باید شخصیت های مکمل داستان را هم اضافه کرد که حضورشان در داستان پر اهمیت نیست. آنها در صحنه حضور دارند برای اینکه ما شاهد سرسختی مانگانا و دیالوگ های او در ستایش تلاش و موفقیت باشیم. اما این شخصیت ها در اغلب موارد از یک تیپ فراتر نمیروند و این برای اثری که دیوید اُو.راسل کارگردانی آن را برعهده داشته، یک امتیاز منفی محسوب می شود.

اُو.راسل در ساخته قبلی اش به نام «حقه بازی آمریکایی» بخوبی توانسته بود شخصیت های مکمل داستان را پروبال دهد. اما این بار در Joy، این فقط خودِ جوی مانگانا هست که حائز اهمیت میباشد و اطرافیان او نقش چندانی در این داستان ندارند.

نتیجه نقد و بررسی فیلم جوی (Joy)

شاید مثبت ترین نکته Joy را بتوان بازی بسیار خوب جنیفر لارنس در نقش اصلی عنوان کرد که یک سر و گردن از خود فیلم بالاتر است. لارنس در Joy زحمت زیادی برای کالبد بخشیدن به زنی تنها که به قدرت می رسد کشیده است. اما این بازی خوب با فیلمنامه متوسط دیوید اُو.راسل تا حدود زیادی به هدر رفته است.

رابرت دنیرو و بردلی کوپر هم که نقش های کم جزئیات و حاشیه تری نسبت به ساخته های قبلی اُو.راسل عهده دار بوده اند، در حد و اندازه های یک تیپ، توانسته گلیم خود را از آب بیرون بکشند.

Joy کوچکترین فیلم ساخته شده توسط دیوید اُو.راسل در سال های اخیر به شمار میرود. اثری که تیم موفق فیلم های «دفترچه ای با خطوط نقره ای» و «حقه بازی آمریکایی» را گردهم آورده بود تا بتواند موفقیت های گذشته را تکرار نماید، اما داستان جدید اُو.راسل به حدی ساده و قابل پیش بینی هست که حتی ارزش عنوان “بیوگرافی” را هم تا حد زیادی از بین برده است.

سخن پایانی

تماشای فیلم Joy نمی تواند برای طرفداران خانم جوی مانگانا که الهام بخش زنان بسیاری بوده نکته حائز اهمیتی داشته باشد، اما اگر علاقمند به دنبال کردن قصه موفقیت یک زن، آن هم با روایت ساده و بی جزئیات هستید، Joy می تواند راضی کننده باشد.

 

دیدگاه شما

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.